تبلیغات
 گروه آموزشی غیرانتفاعی هجرت - محاسبه متریك گرانشی سیاه چاله ( جرم نوترونی )
گروه آموزشی غیرانتفاعی هجرت
بزرگترین وبلاگ آموزشی با نمونه سوالات امتحانی و ...
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 اسفند 1387 توسط Hejrat | نظرات ()
طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
نسبیت عام و سیاه چاله ها :

یكی از نخستین حل‌های معادله میدان انیشتین را فیزیكدان منجمی به نام كارل شوارتس شیلد به دست آورد . شوارتس شیلد متریك اطراف یك كره ، مثلا اطراف یك ستاره را بدست آورد . این متریك كه امروزه متریك شوارتس شیلد نام دارد ، خاصیت بسیار عجیبی دارد ، اگر شعاع ستاره از حدی كوچكتر شود ، دیگر حتی نور هم نمیتواند از آن بگریزد . در این حالت ستاره به شیء عجیبی تبدیل می‌شود كه سیاه چاله نام دارد . درك فیزیك سیاه چاله ها یكی از چالش‌هایی است كه فیزیكدانان بیش از نیم قرن است با آن دست و پنجه نرم می‌كنند . امروزه تقریبا اكثر فیزیكدانان فعال اعتقاد دارند كه در دنیا ، از جمله در مركز كهكشان راه شیری سیاه چاله وجود دارد .



تاریخچه سیاه چاله ها :

پس از آنكه مكانیك نیوتنی تحت عنوان مكانیك آسمانی در شناخت جهان مورد استفاده قرار گرفت ، یكی از موارد مورد توجه سیاه چاله ها بود . نخستین بار در سال 1784 جان میشل طی یك مقاله سرعت فرار را با اطلاعات آن روز محاسبه كرد و اظهار داشت كه اگر گرانش چنان قوی باشد كه سرعت فرار در آنجا بیش از سرعت نور باشد ؛ نور نمیتواند از آنجا بگریزد . البته در آن زمان به طور تقریبی سرعت نور را می‌دانستند ولی حد سرعت ، سرعت نور نبود . زیرا در مكانیك نیوتنی سرعت نامتناهی قابل قبول بود . در سال 1796 لاپلاس همان نظریه جان میشل را دوباره مطرح كرد . در اواخر قرن نوزدهم سرعت نور كاملا معلوم و اندازه گیری شده بود . در سال 1915 انیشتین نظریه نسبیت عام را مطرح كرد و نشان داد كه گرانش روی نور اثر دارد . چند ماه بعد كارل شوارتس شیلد با حل معادله میدان انیشتین برای یك جرم نقطه‌ای ، اظهار داشت كه از دیدگاه نظری ، سیاه چاله ها وجود دارند . شعاعی كه نور نمی‌تواند از آنجا خارج شود به نام شعاع شوارتس شیلد شناخته میشود . چند ماه بعد از شوارتس شیلد ، یكی از دانشجویان لورنتس به نام ژوهانس دروست ، به همان نتایج شوارتس شیلد رسید .

در 1920 چاندرازخار كه از شاگردان ادینگتون بود ، نشان داد كه اگر سرعت فرار بخواهد بیش از سرعت نور باشد ، جرم جسم باید حداقل 1.44 برابر جرم خورشید باشد . این عدد امروزه به عنوان حد چاندرازخار شناخته می‌شود . ادینگتون با دست آورد وی مخالف كرد و آن را نادرست خواند . در 1939 اپنهایمر به اتفاق شاگرد خود اسنایدر پیش بینی كردند كه یك ستاره پر جرم در اثر گرانش فرو می‌ریزد و به سیاه چاله تبدیل می‌شود . هم زمان با آغاز جنگ جهانی دوم ، مسئله سیاه چاله ها به فراموشی سپرده شد . در دهه 1960 دوباره نظریه سیاه چاله ها و راه حل شوارتس شیلد و فروپاشی گرانشی مورد توجه فیزیكدانان قرار گرفت .

شعاع شوارتس شیلد :

شعاع شوارتس شیلد را میتوان با استفاده از رابطه سرعت فرار بدست آورد . توضیحات كاملی در مورد سرعت فرار در مبحث نظریه انفجار بزرگ محال است ارایه شده و روابط آن از قرار زیر است :

اگر انرژی پتانسیل گرانشی یك دستگاه شامل دو جسم در فاصله بی نهایت را برابر صفر در نظر بگیریم به راحتی می توان اثبات كرد كه :






كه در این رابطه U انرژی پتانسیل ، M جرم زمین ، m جرم گلوله ، G ثابت جهانی گرانش و r فاصله مركز زمین تا مركز گلوله است . با توجه به مطالب گفته شده در بالا می توان گفت كه :





K انرژی جنبشی و Vesc سرعت فرار گلوله میباشد .

برای آنكه نور نتواند از سطح یك جسم بگریزد ، باید در رابطه فوق سرعت فرار در آنجا برابر سرعت نور شود . چنین جسمی كه مانع فرار نور میشود ، قابل رویت نیست و آن را سیاه چاله می‌نامند . شوارتس شیلد با استفاده از نسبیت عام ، شعاع یك سیاه چاله را محاسبه كرد و به صورت زیر ارایه داد :






كه در آن r شعاع شوارتس شیلد و c سرعت نور میباشد . سیاه چاله ها مثل گرداب عمل می‌كنند . هر جرم یا انرژی كه به یك سیاه چاله نزدیك شود ، در داخل فاصله معینی كه افق رویداد آن خوانده می‌شود ، به طور مقاومت ناپذیری به درون سیاه چاله كشیده میشود . سیاه چاله ماده را به سمت خود می‌كشد و منقبض می‌كند ، تا آنكه ماده به كلی تجزیه و جز پیكره سیاه چاله شود .

نوری كه از اطراف یك سیاه چاله عبور می‌كند ، اگر به افق رویداد نرسد ، روی مسیری منحنی شكل از كنار آن می‌گذرد . اگر به افق رویداد برسد ، در سیاه چاله سقوط می‌كند و سیاه چاله را سیاه و بنابراین نامریی می‌كند .

موج یا امواج گرانشی :

گرانش یكی از چهار نیروی اساسی طبیعت فرض میشود كه ماهیت عمل آن نظیر سایر نیروهاست ، با این تفاوت كه بسیار ضعیف تر از آنهاست . نخستین نیرویی كه به طور جدی مورد توجه قرار گرفت گرانش است . طبق قانون جهانی گرانش كه نیوتن كاشف آن است ، هرگاه دو جسم در فاصله‌ای از یكدیگر قرار گیرند ، نیرویی بر هم وارد می‌كنند كه با حاصل ضرب جرم دو جسم متناسب و با مجذور فاصله نسبت عكس دارد . این نیرو خاصیت ذاتی ماده است و تجربه نشان داده مستقل از خواص فیزیكی ، شیمیایی و محیطی همواره اعمال می‌گردد . برد این نیرو بینهایت است . بسیاری از فیزیكدانان از جمله فارادی و پلانك اعتقاد داشتند كه نیروهای گرانشی و الكترومغناطیسی تشابه بسیار زیادی به یكدیگر دارند و احتمالاً رابطه مشابهی نظیر آنچه كه بین نیروهای الكتریكی و مغناطیسی وجود دارد ، بین گرانش و نیروی الكترومغناطیسی نیز وجود دارد . آلبرت انیشتین نیز تلاش بسیار كرد كه این دو نیرو را در یك نیروی اولیه خلاصه كند ، اما موفق نشد . البته در زمان انیشتین نیروهای مهم و مطرح همین دو نیروی گرانشی و الكترومغناطیسی بود .

نظریه نسبیت عام كه گرانش را به منزله انحنای فضا - زمان چهار بعدی مطرح می كند ، انواعی از پدیده‌های غیر عادی را پیش بینی می كند . بنابر نسبیت عام هر جسمی كه جرم داشته باشد موجب می‌گردد كه فضای اطراف آن خمیده شود . هر زمان كه این جسم حركت كند ، این انحنا با صورت بندی جدید ماده ، متناسب می گردد . این تنظیم فضا - زمان با وضعیت متغیر مكانی ماده موجب می شود كه امواج گرانشی با سرعت نور در فضا منتشر شود . در نتیجه هر جسم متحركی از خود تشعشعات گرانشی منتشر می كند .

امواج گرانشی نسبت به سایر نیروها فوق‌العاده ضعیف است . برای مشاهده ضعیف بودن امواج گرانشی نسبت به امواج الكترومغناطیسی كافیست قانون گرانش و قانون كولن را برای دو الكترون بكار برید . خواهید دید كه امواج الكترومغناطیسی تقریباً ده بتوان چهل مرتبه از امواج گرانشی قوی تر است .

وقتی امواج الكترومغناطیسی به ماده برخورد می كنند ، فقط ذرات باردار را تكان می دهند . ولی امواج گرانشی موجب میشوند كه تمام ذرات ماده تحت تاثیر قرار گیرند . همچنین به دلیل آنكه امواج الكترومغناطیسی بسیار قوی تر از امواج گرانشی است ( تقریباً ده بتوان چهل بار ) هنگام عبور امواج به همین نسبت نیز ذراتی كه در مسیر آنها هستند تحت تاثیر قرار می گیرند .

در دهه 1960 ژوزف وبر از دانشگاه مریلند ترتیبی داد تا امواج گرانشی را آشكار سازد . آنتنی كه وبر برای آشكار ساختن امواج گرانشی ساخت استوانه‌ای آلومینیمی بود به قطر 60 سانتیمتر و طول 1.5 متر كه وزن آن بیش از یك تن بود . این استوانه توسط سیمی كه در وسط آن به دور استوانه پیچیده شده بود در یك محفظه خلا به طور معلق قرار داشت . همچنین این محفظه به وسیله سیستمی از كمك فنرها از جهان خارج جدا شده بود . وقتی یك موج گرانشی از درون استوانه عبور میكرد فشارهایی به وجود می آورد . وبر برای آشكار كردن نوسانات حاصل ، تعدادی كریستال پیزوالكتریك بر روی سطح استوانه نصب كرد . این كریستالها نوسانات را به جریان‌های الكتریكی ضعیفی مبدل می كنند . سپس این جریان‌ها تقویت و ثبت می شوند . یك چنین استوانه آلومینیمی به دلیل وجود تاثیرات گرمایی همواره در حال نوسان خواهد بود . برای غلبه بر این مشكل صافیهایی الكترونیكی در سیستم نصب شده تا تمام نوسانات را به استثنای بزرگترین آنها حذف كند . علاوه بر این وبر دو عدد از این آنتن‌ها را یكی در دانشگاه مریلند در نزدیكی واشنگتن و دیگری را در آزمایشگاه ملی ارگون خارج از شیكاگو نصب كرد . این دو آنتن بوسیله خطوط تلفن به نحوی به هم وصل بودند كه نوسانات بزرگ آنی كه در هر دو ایستگاه رخ می داد ، به سرعت ثبت می كردند . در سال 1969 وبر با اعلام این خبر كه امواج گرانشی را به طور موفقیت آمیزی آشكار كرده فیزیكدانان را متحیر كرد . هر روزه حداقل یك نوسان بزرگ ثبت می شد و نشان می داد كه یك موج گرانشی به زمین برخورد می كند . با این وجود بسیاری از دانشمندان نسبت به درستی نتایج آزمایش وبر مشكوك هستند . هرچند كه هیچ كس نتوانسته نشان دهد كه كدام قسمت از نتایج آزمایش وبر نادرست است .

نحوه عملكرد امواج گرانشی بر ذرات باردار و بدون بار چنین بنظر میرسد : زمانیكه یك موج گرانشی از یك جسم عبور میكند ، ممكن است جهت نوسان ذرات عمود بر جهت انتشار موج گرانشی باشد ، ولی در این حالت ذرات نسبت به یكدیگر حركت نسبی دارند و ذرات بطور یكسان و یكپارچه و باهم ارتعاش نمی كنند . بطور مثال اگر امواج گرانشی از یك لوله استوانه‌ای عبور كنند و ما سطح مقطع دایره‌ای آنرا ناظر باشیم ، مشاهده خواهیم كرد كه ذرات سمت چپ و راست از مركز دایره دور میشوند و در همان لحظه ذرات بالا و پائین به مركز دایره نزدیك میشوند و لحظه‌ای بعد ، این وضعیت بر عكس میشود . نمونه كیهانی این تحولات گرانشی ، لحظه انفجار ستارگان بسیار عظیم است كه جرمشان هزاران مرتبه از خورشید ما بزرگتر است و امواج گرانشی حاصل از انفجار ، بهنگام عبور از منظومه شمسی ، موجب نوسان ماه و زمین به عقب و جلو میشوند .

اشكالات امواج گرانشی در نسبیت عام :

1- همچنانكه می دانیم در نسبیت عام ، گرانش اثر هندسی ماده بر فضای اطرافش میباشد و آنرا انحنای فضا - زمان می نامند كه كمیتی پیوسته است . با حركت جسم میزان انحنای فضا - زمان نیز تغییر می كند . اگر فرض كنیم كه امواج گرانشی نیز كمیتی پیوسته است آنگاه با مكانیك كوانتوم ناسازگار خواهد بود . یعنی از چهار نیروی اساسی سه تای آنها كوانتومی و یكی پیوسته است . اگر فرض كنیم كه امواج گرانشی نیز كوانتومی است كه در این صورت فضا - زمان با امواج گرانشی كه نسبیت خود بانی است ناسازگار خواهد بود .

"‌ اخترشناسان به تازگی از پیشرفت‌های رصدی و نظری درباره فاجعه بارترین واقعه در عالم ، پس از مهبانگ ، خبر دادند یعنی :

ادغام سیاهچاله های ابر پر جرم . این برخوردهای عظیم باید در مدت كوتاهی ، 23^10 برابر خورشید انرژی آزاد كنند ، كه همه این انرژی به شكل امواج نامریی گرانشی است ؛ امواجی در انحنای فضا ـ زمان كه در نسبیت عام انیشتین هم پیش بینی شده ، اما هنوز بطور قطع شناخته نشده‌اند .

اخترشناسان سالهاست كه میدانند ابر سیاهچاله ها ، با جرمی معادل چند میلیون تا چند میلیارد برابر جرم خورشید ، در مركز كهكشانهای بزرگ مخفی شده‌اند . این هیولاها به تحول كهكشانها نظم می بخشند . وقتی دو كهكشان با هم ادغام می شوند ، سیاهچاله های ابر پر جرم باید در عرض چند صد میلیون سال در مداری به گرد هم قفل شوند .

این جفت چرخان به دور هم ، ستاره های نزدیك را پراكنده می كنند . به این فرآیند كه آنها را نزدیكتر به هم می كشاند ، اصطكاك دینامیكی می گویند . اگر این دو به فاصله یك هزارم سال نوری از هم برسند آنچنان با حركت خود ساختار فضا ـ زمان را در هم می پیچند كه با گسیل امواج گرانشی و از دست رفتن انرژی ، مطابق اصل بقای تكانه انرژی ، امواج گرانشی قدرتمندی را ساطع می كنند . مدارهایشان جمع تر می شود و سرانجام آنقدر به دور هم می گردند تا تبدیل به یك سیاهچاله شوند . اما چنین رخدادی چقدر معمول است ؟

اخترشناسان ، برای یافتن پاسخ این پرسش ، باید سیاهچاله های دوتایی با جدایی كم را پیدا كنند . اخترشناسان دانشگاه نیومكزیكو در گزارش اخیر خود خبر كشف احتمالی به هم چسبیده ترین جفت سیاهچاله ها را اعلام كردند . این دو سیاهچاله ، دو منبع رادیویی درخشان در نزدیكی مركز كهكشان 0402+379 در صورت فلكی برساوش اند .

اخترشناسان با استفاده از آرایه با خط مبنای بسیار بلند (VLBA) ـ شبكه‌ای از 10 تلسكوپ رادیویی كه در خطی به طول 8000 كیلومتر از هاوایی تا شرقی ترین جزایر دریایی كارایب گسترده‌اند ، جدایی زاویه‌ای این زوج را فقط 6.9 میلی ثانیه قوس بدست آوردند ، كه با توجه به فاصله 750 میلیون سال نوری این جفت از ما ، فاصله آن دو از هم 24 سال نوری به دست می‌آید . این عدد 100 بار كمتر از جدایی بین جفت سیاهچاله هایی است كه پیش از این كشف شده بود .

طیفهایی با تفكیك كم كه به كمك تلسكوپ هابی ـ ابرلی در تگزاس گرفته شده است كه گردش آنها به دور هم را نشان می دهد و جرم مجموعشان را دست كم 150 میلیون برابر جرم خورشید به دست می دهد . احتمالا ً دوره گردش آنها به دور هم 150 هزار سال طول می كشد تا آن دو در هم ادغام شوند .

ممكن است جدایی بین دو سیاهچاله بیشتر از این باشد ، اگر یكی از آنها بسیار جلوتر از دیگری ، نسبت به زمین باشد و از دید ما كنار هم بنظر برسند ؛ كه البته احتمالش بسیار كم است . براساس بررسی های نظری وقتی كهكشانها ادغام می شوند ، اصطكاك دینامیكی به سرعت دو سیاهچاله را به هم نزدیك می كند تا فاصله شان به 30 سال نوری برسد . سپس مهاجرت بسوی هم كند می شود ، پیش از این كه برهمكنش با گاز ، دسته‌ای ستاره ، یا سیاهچاله سومی سبب ادغام دو ابرسیاهچاله شود .

فیزیكدانان همچنین مایل اند ردپای امواج گرانشی را در انحنای فضا ـ زمان شناسایی كنند ؛ آثاری كه حاصل ادغام سیاهچاله های غول پیكرند . مطابق نسبیت عام انیشتین انحنای فضا در اطراف جرم شكل می گیرد و جرم زیاد و بی اندازه چگال سیاهچاله انحنای فوق‌العاده‌ای را در فضا ـ زمان ایجاد می كند و با حركت دو سیاهچاله به دور هم خمیدگی فضا ـ زمان نیز جابجا می شود و موجی از انحنای فضا ـ زمان را منتشر می كند كه موج گرانشی نام دارد . اخترشناسان مركز پرواز های فضایی گادرد ناسا در گزارشی اعلام كردند كه شبیه سازی های سه بعدی ابر رایانه ها نشان می دهد در جریان فرایند ادغام ، امواج به سوی بیرون حركت می كنند . آنها معادلات انیشتین را به زبان رایانه ترجمه كردند . شبیه سازی مشخص كرد كه اگر سیاهچاله های ابر پر جرم در هر كهكشان در فاصله چند میلیارد سال نوری از زمین با هم ادغام شوند ، آشكارسازهای امواج گرانشی باید به دنبال چه نشانه‌هایی بگردند . چندین شبیه سازی انجام شده و حالا دانشمندان مطمئن اند كه شبیه سازی‌ها بیشترین شباهت را با واقعیت دارند . آنها دریافتند كه 4 درصد جرم سیاهچاله ها به امواج گرانشی تبدیل می شود . بسامد و شدت امواج با نزدیكتر شدن سیاهچاله ها به هم افزایش می یابد .

هر موجود میكروسكوپی در فاصله چند واحد نجومی از این رخداد به سبب امواج گرانشی تكه تكه خواهد شد . اما زمانی كه این امواج میلیون‌ها یا میلیارد‌ها سال نوری سفر كنند و به زمین برسند ، اثر كشیده شدن یا فشرده شدن حاصل از عبور موج گرانشی بر موجودات زمین بسیار كمتر از اندازه هسته یك اتم است . به سبب بسامد كم و ضعیف بودن این امواج ، دانشمندان برای آشكار ساختن آنها به آرایه‌ای از فضاپیماها نیاز دارند . ناسا و اسا در حال تدارك این ماموریت اند ؛ آنتن فضایی تداخل سنجی لیزری (لیزا) . البته لیزا هم یكی از ماموریتهای ناسا در فهرست ابهام است زیرا كاهش بودجه ناسا بسیاری از ماموریتهای آینده را لغو كرده است .

" آشكار سازهایی كه امروزه برای جستجوی امواج گرانشی به كار می روند ، گرچه تلسكوپ امواج گرانشی نیز نام دارند اما در عمل هیچ شباهتی به تلسكوپ نوری ندارند .
اساس كار این آشكار سازها ، پدیده‌ای به نام تداخل سنج است . در این روش دو باریكه هم فاز نور در دو مسیر عمود بر هم حركت می كنند ، در انتهای مسیرها بازتابنده‌ای قرار دارد كه نور را به مبداء باز می تاباند .
دو باریكه نور وارد یك تلسكوپ می شوند و یك طرح تداخلی می سازند . در آنجا میتوان فهمید كه در طول مسیر آیا اتفاقی برای یكی از پرتوها روی داده است یا خیر ؟
اگر پدیده‌ای باعث تغییر یكی از باریكه‌ها شود آنگاه دو پرتو با هم اختلاف فاز پیدا می كنند و وقتی با یكدیگر تركیب شوند طرح تداخلی آنها تغییر خواهد كرد و دیگر همان شكل قبلی را نخواهد داشت . با مشاهده این تغییر می توان فهمید كه چه اتفاقی افتاده است . اگر این پدیده موج گرانشی باشد ، موج گرانشی در راستای عمود بر انتشار خود ، فضا - زمان را دچار تغییر خواهد كرد .
به عبارتی مسیر نور در اثر عبور موج گرانشی تغییر می كند . فرض كنیم در راستای یكی از بازوها عبور می كند ، طبق خاصیت موج گرانشی ، طول بازو برای مسیر نور تغییر می كند . درست مثل وقتی كه نور در هوا وارد آب یا شیشه می شود و سرعت آن تغییر می كند . بنابراین نور در مدت زمان متفاوتی این مسیر را طی می كند و به همین دلیل نسبت به حالات قبل اختلاف فاز پیدا می كند . اختلاف فاز این پرتو موجب می شود كه دیگر پرتوها یكدیگر را خنثی نكنند و در نتیجه یك جرقه را لحظه‌ای با شكل خاص مشاهده می كنیم . پس مشاهده یك درخش نمایانگر عبور موج گرانشی است اما ممكن است عوامل دیگری مثل زمین لرزه باعث ایجاد چنین تغییراتی شود . به همین خاطر در مجاورت یكی از آشكارسازها ، آشكارساز كوچكتری با همین خصوصیات ولی با طول بازوی 2 كیلومتر ساخته می شود . اگر موج گرانشی عبور كند ، اثر آن بر آشكارساز كوچك ، نصف آشكارساز بزرگ است . از جمله آشكار سازهای روی زمین آشكار ساز لیگو است .
لیگو با وجود آنكه در حال حاضر بزرگترین آشكار ساز امواج گرانشی روی زمین است ولی مشكلات و محدودیت‌های بزرگ نیز دارد كه مهمترین آنها حساسیت نسبتاً پایین به امواج گرانشی است . لیگو می تواند منظومه دوتایی ستاره‌های نوترونی را تنها در چند صدم ثانیه‌ای كه این دو با هم برخورد می كنند آشكار كند . در چنین لحظه‌ای امواج گرانشی در حوالی منظومه بسیار قوی است .
یك راه دیگر برای آگاهی از امواج گرانشی و آنچه در پیرامون ما در فضا اتفاق می افتد شبیه سازی رایانه‌ای است . در این كار وضعیت فیزیكی خاصی را در نظر می گیرند و با كمك معادلات توصیف كننده آن وضعیت ، رفتار بعدی آن را شبیه سازی می كنند ، هر چند كه معادلات ریاضی بسیار پیچیده‌ای دارند . بررسی امواج اجرام مختلف به ما كمك می كند تا اطلاعات بیشتری در مورد ساختار آنها كسب كنیم . با مشاهده انفجار یك ابر نو اختر می توان سرعت امواج الكترومغناطیس و سرعت موج گرانشی را مقایسه كرد . دریافت موج گرانشی از یك ستاره نوترونی می تواند اطلاعات دقیق تری در مورد شعاع و جرم آنها به ما دهد .
طرحی به نام لیزا Lisa در دست است كه از سه ماهواره تشكیل شده در فضا به شكل یك مثلث متساوی‌الاضلاع با طول هر ضلع 5 كیلومتر قرار دارد . ماهواره‌های لیزا در فاصله 50 میلیون كیلومتری زمین به دور خورشید قرار خواهند گرفت . یكی از ماهواره‌ها ، هم به صورت منبع تابنده لیزر و هم به صورت دریافت كننده پرتوهای بازتابنده عمل می كند و دو ماهواره دیگر در نقش بازتابنده ( از قطعات مكعبی شكل ساخته شده است ) استفاده می كنند كه آزادانه در فضای درون ماهواره حركت می كند.

2- اگر سرعت امواج گرانشی برابر سرعت نور باشد ؛ این امواج نمی‌توانند از افق رویداد یا شعاع شوارتس شیلد اجرام نوترونی فرار و به طرف پیرامون منتشر و حتی آشكار شوند ، برای اینكه طبق نظریات جدید ، میدان گرانش هر جسمی تشكیل شده است از امواج گرانشی خود آن جسم كه مربوط به ذرات زیر كوانتومی فرضی به نام گراویتون میشود و علت آن این است كه اتم‌ها ساكن نبوده بلكه با نوسانات زیادی در حال جنبش هستند كه مسلما امواج گرانشی تولید خواهند كرد ، یعنی چیزی شبیه امواج الكترومغناطیسی پیرامون اجسام باردار یا مواد باریونی كه مربوط به ذراتی به نام فوتون میشود . در صورت درست بودن نظریات فعلی هیچ میدان گرانشی نمی‌تواند پیرامون سیاهچاله ها پدیدار شود و این در حالی است كه میدان گرانش قوی پیرامون اجرام نوترونی شناسایی شده است . و باید گفت كه این امواج گرانشی در برهمكنش سیاهچاله ها با یكدیگر در یك سیستم ( منظومه ) دوتایی شناسایی و ردیابی شده و جالب است كه این پدیده شناخته شده یكی از شواهد اثبات نظریه نسبیت تلقی میشود . اگر طبق نظریات مكانیك كوانتومی ذره زیر كوانتومی وجود داشته باشد و آن حامل نیروی گرانش باشد ، سرعت این ذرات میبایست به مراتب بیشتر از سرعت نور یا فوتونها باشد تا بتوانند خارج

از افق روی داد یك سیاه چاله گسترش و انتشار یابند .



درباره وبلاگ
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
نظر سنجی
به چه کسی رای می دهید ؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :